محمد تقي جعفري
236
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هشيار باشيد كه عوامل دگرگونىها به فعاليت افتاده است و شما در مجراى آزمايشها قرار گرفته ايد در هيچ يك از دورانهاى تاريخ بشرى ، فرد و جامعه اى را سراغ نداريم كه موقعيتهاى به وجود آمده اى كه آنان را در برگرفته است ، قابل زوال و تغيير نباشد ، زيرا هيچ موقعيت فرهنگى و اقتصادى و اخلاقى و دينى و علمى وجود ندارد كه دست و پاى انسانى را در چارچوبهء جبرى خود ببندد و زندانى كند به نحوى كه قدرت دگرگون شدن را از او سلب نمايد . اين حقيقتى است كه هم مشاهدات تاريخى آن را تأييد مىكند و هم عناصر روانى انسان اثبات مىنمايد : 1 - مشاهدات تاريخى ما به خوبى اثبات مىكند كه باضافهء تغييرات دائمى كه گريبانگير افراد و جوامع بشرى بوده است ، در شش يا هفت هزار سال گذشته بقول توينبى بيست و يك تمدن در كرهء زمين در همين جوامع كه از نسل همان مردم متمدن مىباشند طلوع و غروب نموده است . ما در تاريخ بطور فراوان عاليترين موقعيتها را مىبينيم كه يك چند كم و بيش در جوامعى بوجود آمده ، سپس جاى خود را به بدترين موقعيتها خالى كرده است . و بالعكس . درخشندگى فلسفى و جهان بينى و دموكراسى يونان جاى خود را بتاريكىهاى گوناگون مىدهد و از جويبار تاريخ چنان بيرون مىرود كه گويى : در اين كرهء خاكى نه يونانى وجود داشته است و نه آن درخشندگى خيره كننده اش . اعتلاى تمدن مصر باستانى و بين النهرين و فنيقىها و بيزانس و غيره ستاره هايى بودند كه در فضاى تاريخ درخشيدند و سپس راه نيستى را پيش گرفتند . اين تغييرات و دگرگونىها سرتاسر تاريخ را فرا گرفته است . امپراطورىهايى كه كرهء زمين را زير پاى خود لرزانيدهاند ، كم نبودهاند مكتبهاى اجتماعى و فلسفى سازنده يا ويرانگر در افكار انديشمندان جوامع بروز كرده ، برهه اى از زمان در جوامع مربوط فعاليت نموده ، سپس به باد فراموشى رفتهاند . گاه ديگر پيش از آنكه از مغزهاى متفكران تراوش به بيرون كنند ،